مردی این حوالی دارد
دوستت دارم هــای مرا
با خود می برد ...!
به جرم انسان بودن
معذور است...
-البته-
از-قبولِ -هر گونه دعا
-یِ من-
دور از نفس هایِ تو
.............
-این آرزو کاملا شخصی ست-
شخصی تر از تو.....
-در حدِّ مرگ-
می رنجاند
-در حدِّ مرگ-
.............................
طعمِ گسِ
دوست داشتن....
.................
آسمان غبار گرفته...
من دل-تنگی...
تو-خواب-
.....
هیچوقت بی رحمیای را که در پسِ یک نوازش است حس کردهاید؟ آیا فکر میکنید نوازش آدمها را به یکدیگر
نزدیک میکند؟ خیر، بلکه آدمها را از هم جدا میکند. نوازش کلافه میکند. بین کفِ دست و پوست فاصلهای
ایجاد میکند. در ورای هر نوازشی دردیست. دردِ این واقعیت که نمیشود واقعا به هم رسید. نوازش تنها
سوءتفاهمی میان تنهاییست که میخواهد به او نزدیک شوید و... بدون هیچ فایدهای... هر چه بیشتر به
هیجان بیایید؛ بیشتر از یکدیگر دور خواهید شد. آدم همیشه گمان میکند در حالِ نوازش کسیست؛ در
حالی که در واقع دارد سرِ زخم را باز میکند...
اریک امانوئل اشمیت
در دنیایی که همه دنیایی که همه دنبال تن تو اند
تو
همچنان روح باش
همین اندک را
سپرده ام به دستانت
مردی که آرزوی مرگ میکنی
آرزوها هم گاهی بیرحمند....